به گزارش تاج خبر، دکتر حمید رشیدی _ در هیچ جامعهای تخصص، امری تشریفاتی نیست. برای طبابت باید پزشک بود، برای وکالت باید حقوق خواند، برای مهندسی باید صلاحیت حرفهای داشت و برای هر حرفهای، قانون شرایط و ضوابط مشخصی تعیین کرده است. هیچکس انتظار ندارد یک معلم مجوز طبابت بگیرد یا یک پزشک پروانه وکالت دریافت کند؛ زیرا هر حرفه، دانش، تجربه و مسئولیت ویژه خود را دارد.
حال این پرسش مطرح است: چرا در حساسترین حوزه، یعنی آموزش و تربیت نسل آینده، این اصل گاه کمرنگ میشود؟
مدرسه تنها یک ساختمان یا یک بنگاه اقتصادی نیست، مدرسه کارخانه انسانسازی است. اداره یک مدرسه یا آموزشگاه علمی، صرفاً مدیریت یک مجموعه نیست، بلکه نیازمند شناخت عمیق از تعلیم و تربیت، روانشناسی کودک و نوجوان، اصول آموزشی، اخلاق حرفهای و سالها تجربه در محیط آموزش است.
هرگاه نگاه آموزشی جای خود را به نگاه صرفاً اقتصادی بدهد، کیفیت آموزش قربانی خواهد شد. در چنین شرایطی، رقابت علمی به رقابت تجاری تبدیل میشود و دغدغه تربیت، جای خود را به دغدغه درآمد میدهد. نتیجه این روند، تضعیف جایگاه معلم، افزایش فشار بر دانشآموزان و خانوادهها و آسیب به نظام آموزشی خواهد بود.
از وزارت آموزش و پرورش انتظار میرود در سیاستهای صدور مجوز برای مدارس غیردولتی و آموزشگاههای علمی بازنگری کند و با اولویت دادن به افراد دارای تخصص، تجربه و سابقه آموزشی، از جایگاه حرفهای تعلیم و تربیت صیانت نماید.
اگر آموزش را به اهل آموزش بسپاریم، آیندهای روشنتر برای فرزندان این سرزمین رقم خواهد خورد. اما اگر آموزش به عرصهای برای نگاه صرفاً اقتصادی تبدیل شود، خسارت آن تنها متوجه یک مدرسه یا یک نسل نخواهد بود؛ بلکه آینده جامعه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
حفظ شأن آموزش، حفظ آینده ایران است.












